1193، در همانجا درگذشت. سه بار به قسطنطنيه رفت: بار اول در 1136، و بار سوم در 1171 ـ 1172؛ در 1169 در راگوسا، در 1179 در روم، و جاهاي ديگر بود؛ ولي بيشتر عمرش را در زادگاه خويش گذراند. عليٰرغم كارهاي زيادي كه در مقام قاضي و سياستمدار داشت، تعداد زيادي ترجمههاي تحتاللفظي از يوناني به لاتيني كرد، كه مهمترينش اينهاست:
1) بقراط: كلمات قصار. در سدهٴ سيزدهم، اين ترجمه را بهتر از ترجمهٴ آن از عربي ميدانستند.
2) تا 11) جالينوس؛ اجزأالطب، در 1185؛ كتابالمزاج؛ كتاب القوي الطبيعية؛ كتاب حيلة البُرء؛ كتاب أصناف الحُمًيات؛ اوقات الامراض؛ كتابالنبض الكبير؛ اقسام النبض؛ كتابالبحران؛ كتاب تدبيراﻷٴمراض.
12) نمسيوس حمصي (نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم): طبيعت انسان، در 1155. چاپ ك. اي.
بوركهارت (134 ص. وين 1891 ـ 1902).
13) مواعظ متعدد از يوحناي زريندهان و قديس باسيل (نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم). ترجمهها مربوط به 1151 تا 1173، شايد 1179 است.
14) يوحناي دمشقي (نيمهٴ اول سدهٴ هشتم): ايمان راستكيشي، در 1148 ـ 1150. اين ترجمهٴ قسمت عمدهٴ چشمهٴ معرفت منهلالمعرفة اهميت زيادي دارد، چون در رشد اصول مدرسي مسيحي، مخصوصاً از طريق پطروس لومباردي و قديس توما، تأثير زيادي داشت.
15) اقتباسات يوناني در منتخبات قوانين.
16) بخشي از كتاب كشاورزي مربوط به تاكستان.
بورگونديو در مقدمهاش بر ترجمهٴ مواعظ زريندهان، روش خود را ترجمهٴ كلمهبه كلمه ميداند.
ليو توسكوس
ليوي پيزايي.1 از افراد اقليت پيزايي در قسطنطنيه. خوابگزار مانوئل اول كومنني (امپراتور از 1143 تا 1180). در 1176 (نه 1160) خوابنامهٴ احمد بن سيرين (نيمهٴ اول سدهٴ نهم، ج 1، ص559) را از روي ترجمهٴ يوناني آن به لاتيني برگرداند.
د. از لاتيني به عبري
برخيا هه نَقدَن
برخيا بن نطروني هه ـ نقدن2 عالم اخلاق يهودي و مترجم لاتيني (فرانسوي؟) بهعبري. دربارهٴ